هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

520

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

بلال در همان دم به پشت بام مسجد رفت تا به خواست دو نوادهء پيامبر ، جامهء عمل بپوشاند . زار زار به گريه افتاد و صدايش از مسجد به همه خانه‌هاى مدينه ، پيچيد : اللّه اكبر ، لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه شهر را به هيجان آورده بود و مدينه از صداى گريه ، به لرزه افتاده بود ؛ الذهبى در كتاب خود « سير اعلام النبلاء » در ادامه مىگويد : وقتى بلال : اشهد ان محمدا رسول اللّه را بر زبان آورد زنان سراسيمه از خانه‌هاى خود بيرون آمدند و مردم گمان كردند كه پيامبر خود از قبر خود ، دوباره به زندگى بازگشته ديگر هرگز زن و مرد گريه كننده‌اى پس از رسول خدا ، بعد از آن روز ، ديده نشد .